آیه‌های سپید پیامبری خاکستری

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

غبار این بیابون بی‌سواره...

دوشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۰، ۰۸:۰۹ ق.ظ

 

 

ای فال‌گیر  ِ کوچک ِ خوش‌لهجه!

در دست‌های گنگ ِ بلاتکلیف

دنبال ردّ پای کدامین غریبه‌ای؟

 

این بغض‌های سرزده

                                معنا نمی‌شوند

 

زحمت نده زمین و زمان را!

در من مسافری‌ست

                             که هرگز نمی‌رسد...

 

 

پی‌نوشت: عنوان این‌پست، از آوازی‌ست محلّی...

 

  • محمد نقیان

نظرات (۶)

سال ِ نوی ِ شما هم مبارک.جناب ِ نقیان ِ عزیز
  • فاطـــمهانتــــظار
  • دعوت از شما برای دومین فراخوان مجازی عکس نوشت، '' یک عکس، یک مکث ۲ '' لطفا اطلاعات بیشتر را در این آدرس بخوانید: www.FatemeEntezar.com/blog
    چه حس قشنگی داره این شعر... یه بغض عجیبی میاره با خودش از خطوط دست هایش هم نومیدی می بارد... در عین ِ انتظار، دیگر در انتظار نیست انگار...
    سلام من در حسنعلی فانی .لوکس بلاک هستم وقت داشتی یه سر بزن
    سلام ستاره هستم دایی
    زحمت نداده ام زمین و زمان را .... بنشین نظاره کن ........ در من مسافری است که از راه می رسد ......... در من طلوع می کنداینبار آفتاب از مشرق خیال او............ بنشین به انتظار
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی