آیه‌های سپید پیامبری خاکستری

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۲/۱۹
    قد

۱۲ مطلب با موضوع «اشعار من :: نیمایی» ثبت شده است

قد

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۴۴ ب.ظ

این طرف
بچّه گربه‌ها
فارغ از سر نخی 

                 که پیچ می‌خورد به دست و پایشان
با کلاف‌ها به جست و خیز

آن طرف 
که رج به رج
تار و پود لحظه‌هاش، 

مرگ و زندگی است
شیربچّه‌ها 
با گلوله‌های توپ در ستیز

بچّه‌گربه را 

بیش از این مجال عقل نیست
شیربچّه را
جز حماسه، انتظار چیست؟

#محمد_نقیان


پی‌نوشت: به غیرت‌های محدود در مستطیل سبز!

  • محمد نقیان

کودک‌کشی...

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۵۸ ب.ظ

 

کودکان سرزمین خسته مرا اگر

سربه‌سر

از کنار مادران

                  به دوش سرد دارها کشیده‌اید

او که صاحب عصاست می‌رسد

وعده خداست:

                        می‌رسد‍!

 

 

=====================

برای میانمار نوشته بودم؛ این روزها که یمن، این روزها که فلسطین...

  • محمد نقیان

دورادور...

شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۱۴ ب.ظ

 

 

مثل نور آفتاب

لابه‌لای ابرهای توبه‌تو

خط‌ به‌خط رسیده تا زمین

خنده تو هم

رسیده است

از میان شهرها و دشت‌ها

تا همین سطور واژه‌چین

  • محمد نقیان

برای برادرم...

دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۲، ۰۶:۲۵ ب.ظ

 

کاش مثل فیلم‌ها

لحظه‌ای که پاک نا‌اُمید می‌شدم

با تکان پلک‌های تو...

 

 

  • محمد نقیان

...

چهارشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۵۵ ب.ظ

 

کودک یتیم!

خشت‌خشت شوکت شب سیاه

آه توست

مات ماجرای این و آن مشو

دیپلمات‌های هرکجا

                                اگر

پای قطع‌نامه‌ها

                          تو را ز یاد می‌برند

باز هم طلوع آفتاب

از حدود شرقی نگاه توست

 

  • محمد نقیان

خبر کوتاه

شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۱۰ ب.ظ

 

مردم! خبر، خبر!

توفیق ناشران گرامی:

چاپ هزاربارهٔ آثار ِ بی‌اثر!

 

 

  • محمد نقیان

...

شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۵۲ ب.ظ

 

ما کان

           ما یکون:

"ما هیچ...

            ما نگاه..."×

 

 

× از سهراب


  • محمد نقیان

 

روزی که دور نیست

گنجشک سرزمین مقدس

پرواز پرحماسهٔ خود را

با بالهای سرخ ابابیل

تکرار میکند

 

روزی که رود اردن

                   راهش را

رو به مدیترانه عوض میکند

لبریز از قصاید درویش

دریای مرده را

بیدار میکند

 

زیتون پیر،

        باز 

             کبوتر را

بر آشیان شانهٔ امنش

از عطر خنده‌های خداوند

سرشار میکند

 

روزی که دور نیست

کابوس‌های صخرهٔ صهیون

تعبیر حسن یوسف را خواهد دید

دستان کودکان فلسطین،

                      به جای سنگ

از گوشه‌گوشه‌اش

آوازهای روشن داوود را خواهدچید

 

روزی که دور نیست

تقدیر ناگزیر جهان، غیر نور نیست!

 

 

  • محمد نقیان

غبار این بیابون بی‌سواره...

دوشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۰، ۰۸:۰۹ ق.ظ

 

 

ای فال‌گیر  ِ کوچک ِ خوش‌لهجه!

در دست‌های گنگ ِ بلاتکلیف

دنبال ردّ پای کدامین غریبه‌ای؟

 

این بغض‌های سرزده

                                معنا نمی‌شوند

 

زحمت نده زمین و زمان را!

در من مسافری‌ست

                             که هرگز نمی‌رسد...

 

 

پی‌نوشت: عنوان این‌پست، از آوازی‌ست محلّی...

 

  • محمد نقیان

تهدّمت والله ارکان الهدیٰ...

چهارشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۰، ۰۱:۴۳ ق.ظ

 

 

 

از سکوت کوچه‌ها گذشت

سایه‌ی ستاره‌ای غزل‌به‌دوش...

سهم این دل یتیم کوش؟

 

 

و امّا:

الله الله فى الفقراء والمساکین فشارکوهم فى معاشکم...

"امیرالمؤمنین علیه‌السّلام"


«آری؛ جهت هوای خود، به صددرم سماع کنم و جهت رضای خدا، ده‌درم ندهم.»

پس چه گونه درست آید بندگی و دوستی حق؟

"شمس‌الدّین‌محمّد تبریزی"

حالا این مادر...

شتاب کن! شتاب کن!

(پرداخت آن‌لاین کمک‌ها در این‌جا)

 

 


پی‌نوشت: ترکیب "غزل‌به‌دوش" را از سیّدرضا شنیده‌ام

 

  • محمد نقیان