آیه‌های سپید پیامبری خاکستری

طبقه بندی موضوعی

دریغ احمد، یگانهٔ روزگار!

دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۴ ب.ظ

امیر گفت: «دریغ احمد، یگانهٔ روزگار! چنو کم یافته می‌شود.» و بسیار تأسّف خورد و توجّع نمود و گفت: «اگر باز فروختندی ما را هیچ ذخیره از وی دریغ نبودی.» بونصر  گفت: «این بنده را این سعادت بسنده است که در خشنودی خداوند گذشته شد.» و به دیوان آمد و یک دو ساعت اندیشه‌مند بود و در مرثیه او قطعه‌یی گفت، در میان دیگر نسختها بشد، مرا این یک بیت به یاد بود: «یا ناعیا بکسوف الشّمس و القمر  / بشّرت بالنّقص و التّسوید و الکدر.» (ای که خبر بد و ناگوار پنهان شدن و گرفتگی مهر و ماه را دادی، ترا مژده باد بکاستن و سیاه گردانیدن و تیره شدن) 

و به مرگ این محتشم شهامت و دیانت و کفایت و بزرگی بمرد. و این جهان گذرنده دار خلود نیست و همه برکاروانگاهیم و پس ِ یکدگر می‌رویم. هیچ‌کس را این‌جا مقام نخواهد بود. چنان باید زیست که پس از مرگ، دعای نیک کنند. 


تاریخ بیهقی

  • محمّد نقیان

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی